X
تبلیغات
انسانيت


کسب درآمد


با یک کلیک 5درصد تخفیف بگیرید



تاريخ : دوشنبه 9 دی1392 | 3:12 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |
خلاصه کتاب شفای زندگی نوشته لوییز هی ترجمه گیتی خوشدل

در لینک های زیر از صفحه 1 الی9

http://www.file247.ir/3i7

http://www.file247.ir/3i8

http://www.file247.ir/3i9

http://www.file247.ir/3ia

http://www.file247.ir/3ib

http://www.file247.ir/3ic

http://www.file247.ir/3id

http://www.file247.ir/3ie

http://www.file247.ir/3if



موضوعات مرتبط: روانشناسی ، موفقیت

تاريخ : شنبه 28 دی1392 | 12:5 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

انیشتین می‌گفت: « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

استفان کاوی، از سرشناس‌ترین چهره‌های علم موفقیت، احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید.»

کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم

او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند: « صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود.بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می‌دهد

استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که: « راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و.... ».

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می‌دهد

منبع :http://emroz-man.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: روانشناسی

تاريخ : دوشنبه 16 دی1392 | 9:39 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم:

قربانت، من چند سال است، از خداوند حاجتى خواسته‏ام، از تأخير اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده، فرمود: اى احمد! مبادا شيطان بر دلت راهى باز كند، تا تو را به ميدان نااميدى ببرد، همانا امام باقر عليه السلام فرمود:

هر آينه مؤمن از خدا حاجتى بخواهد و اجابت آن تأخير افتد، اين تأخير براى محبوبيت آواز و صداى گريه او در نزد خداست، سپس فرمود: به خدا سوگند آنچه خداى عزوجل براى مؤمنان از آنچه خواهند پس‏انداز كند بهتر است براى آنان از آنچه زود عطا شود، دنيا مگر چه اندازه ارزش دارد؟

امام باقر عليه السلام مى‏فرمود:

سزاوار است دعاى مؤمن در حال آسايش همانند دعاى او در حال سختى باشد و آنچه به او داده شد او را از دعا سست نكند، پس تو از دعا خسته مشو؛ زيرا دعا در نزد خدا منزلتى بس بزرگ دارد.

بر تو باد به شكيبايى و دنبال روزى حلال رفتن و صله رحم، مبادا با مردم اظهار دشمنى كنى؛ زيرا ما خاندانى هستيم كه پيوند كنيم با هر كه از ما ببرد و نيكى كنيم هر كه به ما بدى كند، پس به خدا سوگند در اين كار سرانجام نيكويى ببينم چه در دنيا چه در آخرت.

همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است اگر هرگاه درخواست چيزى از خدا كند و به او داده شود حرصش زياد گردد و جز آن را نيز بخواهد و در نتيجه نعمت خداوند در چشم او كوچك و خوار گردد و از هيچ چيز سير نشود و چون نعمت فراوان شود مسلمان از اين راه به خطر افتد و اين خطر به خاطر آن حقوقى است كه بر او واجب شود و به خاطر آن چيزى است كه بيم رود بواسطه اين حقوق در فتنه و آزمايش افتد و در اداى آن‏ها كوتاهى نمايد.

بگو بدانم: اگر من به تو چيزى گفتم به آن اعتماد دارى؟ عرض كردم: فدايت گردم، اگر به گفته شما اعتماد نكنم پس به گفتار چه كسى اعتماد كنم؟ با اين كه شما حجت خداوند بر خلق او هستى.

فرمود: پس تو به خدا و وعده‏ها و گفتارهاى او اعتمادت بيشتر باشد؛ زيرا خداوند به تو وعده اجابت داده است، يا اين كه اجابت دعاى تو به موعدى واگذار شده.

آيا خداوند نفرموده:

هرگاه بندگانم مرا از تو بپرسند، پس همانا من نزديكم و اجابت كنم دعاى آن كه مرا بخواند.

و هم چنين فرمود:

از رحمت خدا نوميد مباشيد.

و در سوره بقره فرموده:

خداوند به فضل و آمرزش نويدتان دهد.

پس تو به خداى عزوجل اعتمادت از ديگران بيشتر باشد و در دل خود جز خوبى راه ندهيد كه آمرزيده‏ايد

 


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : سه شنبه 3 دی1392 | 9:36 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

تا نخواهی نمی‌دهند

تا نخواهی نمی دهند، زیرا اگر طالب نباشی آنچه را که به تو می دهند به کار نخواهی گرفت و تا متضرع نباشی به آنچه که به دست می آوری، مغرور خواهی شد و انتسابش را به او فراموش می کنی، چون آدمی غافل است و گرفتار.
شرح دعاهای روزانه‌ی حضرت زهرا(س)، استاد علی صفایی

موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : سه شنبه 3 دی1392 | 8:49 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

انسان خردمند دارای ۱۲ ویژگی  است که آنها را یک به یک با محک انسان فرضی خود زیر ذره بین قرار می دهیم.


ویژگی اول تصویر ذهنی است که فرد از خود دارد. این تصویر ذهنی هم مربوط به اندام ظاهری است و هم مربوط به نوع تفکر و ذهنیت. حال انسان باری به هر جهت را تجزیه و تحلیل کنیم. انسان باری به هرجهت منتظر است که دیگران دنیا را مطلوب او کنند یا آن قدر خسته و دل شکسته است که دیگر حوصله ای برای بهبود وضع خود یا حتی انتظار بهبودی را هم ندارد. حال چنین انسانی وقتی دنیا بروفق مرادش باشد تصویر ذهنی مثبتی هم خواهد داشت ولی اگر آن طور نباشد تصویر ذهنی اش مخدوش و منفی می شود. این نوسانات او را بسیار آزار خواهد داد.راجع به اندام ظاهری خود خیلی بیشتر توجه دارد تا تفکرش.

 ویژگی دوم اطلا عات و آگاهی های فرد است که در این ویژگی ممکن است اطلا عات انسان باری به هر جهت خوب باشد ولی چون باری به هرجهت است اصلا آنها را به کار نمی گیرد.
چون آنها را به کار نمی گیرد و تجربه کسب نمی کند دچار اشتباهات هم خواهد شد. از این شاخ به آن شاخ هم خواهد پرید حال این دو ویژگی را در سایر موارد هم مورد بازبینی قرار می دهیم. انسانی که همه چیز برای او در علم و منطق و فلسفه خلا صه می شود می تواند هم تصویر ذهنی مثبت و هم منفی داشته باشد. علم او صددرصد او را به سمت یک تصویر ذهنی مثبت نخواهد برد.


در مورد ویژگی دوم این انسان مرتبا در حال مطالعه است و افکار مختلف را مورد بررسی قرار می دهد و چه بس که مطالب را با هم قاطی کند و از آگاهی خود در جهت صلا ح خود استفاده نکند. انسان متعالی هم همان طور که قبلا اشاره شد چون از یک منبع مطلق علم و فضیلت و در عین حال نور روشن کننده بهره می گیرد اطلا عات خود را به درستی استفاده می کند.


انسان از تکامل به سوی تعالی هم دو منبع در اختیار دارد یکی منبع الهی و دیگری منابع علمی که اگر در قسمت اول با اعمالش نزدیکی بیشتری به حق تعالی پیدا کرده باشد حتی در انتخاب منابع علمی هم موفق تر عمل می کند بنابراین کمتردچار اشتباه خواهد شد. حال این دو ویژگی را در چهار راه حوادث مورد بررسی قرار می دهیم.

 انسان فرصت طلب در کلیه مواردی که خودش علا قه دارد و به نفع خود می داند یا آگاهانه یا ناخودآگاه از تصویر ذهنی مطلوبی برخوردار است ولی اگر احساس کند موضوع برایش سودی ندارد آن وقت به تصویر ذهنی خود هم بی توجه می شود. در آن صورت این تصویر ذهنی به هر سو ممکن است میل کند. بازهم همین انسان فرصت طلب مطالبی را که مطالعه می کند بیشتر در جهت منافع خود است و هر گاه با منافع اش تضاد داشته باشد حتما دچار اشتباه خواهد شد. حال این اشتباه می تواند سهوی باشد. انسانی که در رویا به سر می برد یا آرمان طلب است تصویر ذهنی اش موقعی مثبت است که اوضاع بیرونی بروفق مرادش باشد ولی هر گاه آن اوضاع دل خواه او نباشد تصویر ذهنی او هم متلا طم خواهد شد.



موضوعات مرتبط: موفقیت

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 14 آذر1392 | 10:46 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

خداوند چرا انسان را آفرید؟



علت و فلسفه آفرینش انسان، مثل فلسفه عمومی خلقت است. این دو ماهیتی جدای از هم ندارند. باید دید كه هدف خداوند از آفرینش همه موجودات چیست تا آن گاه فلسفه آفرینش انسان و هدف اصلی آن برای ما روشن گردد.

تصور ما از انجام کارها، معمولا به دست آوردن سود یا رفع یک نیاز است؛ زیرا ما انسان ها موجوداتی محدود و ناقص هستیم و همواره اعمال ما به یکی از این دو امر برمی گردد؛ اما خداوند، هیچ نقصی ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هیچ کمالی نیست تا به کمال رسیدن برای او متصور باشد؛ بلکه خدایی او اقتضای آفرینش دارد؛ خداوند در قرآن می فرماید:
«مَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً؛
[1] عطاى پروردگارت از كسى منع نمى ‏شود.»

هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند. خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد تا موجودی که امکان وجود آن است، وجود را دریافت نکند.جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت و حکمت خداست؛ به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند.

هر «بود»ی، «نمود»ی دارد. نمی شود خدا فیاض باشد، اما فیضی نداشته باشد. همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته باشد و رحمت باشد، اما بخشش نداشته باشد. بنابراین، از همین جا می توان نتیجه گرفت که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات خداوند است.

خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی بود، خداوند آن را آفرید. بنابراین، جهان هستی نشان دهنده و نتیجه صفات خداوند است . از این رو، خلقت جهان هستی با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جمال خداست.خداوند از آن جا که "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بی نهایت دارد، جهان و انسان را آفریده است.
لازمه این صفات آن است که اولا، جهان را بیافریند. ثانیا، خلقت او بهترین و کامل‏ترین آفرینش باشد. در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی، زیبایی و کمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق کند؛ و عدم خلقت آن موجود، ناشی از جهل، ضعف یا بخل است که در خدای متعال راه ندارد.

پس جهانی که خدا خلق می کند، باید کامل‏ترین صورت ممکن را داشته باشد. هر چه امکان تحقق دارد، از طرف خداوند فیض وجود دریافت می کند. و در حقیقت، غایت و هدف افعال الهی همان خود اوست. خداوند چون خداست، می‌آفریند. آفرینش، لازمه خدایی اوست؛ او این فیض را از عالم دریغ نمی نماید؛ در عین حال، آفرینش خداوند هم بر اساس صفات حکمت و علم او در نهایت اتقان و استحکام و هدف مندی است.
و برای درك حقیقت هدف خداوند تذكر این نكته ضروری است كه هدف دو گونه است: یکی هدف فعل و دیگری هدف فاعل. بین این دو تفاوت وجود دارد. به این مثال توجه نمایید:
صنعتگری موتوری را می سازد که قادر به حرکت با سرعت 800 کیلومتر در ساعت است. هدف این موتور که فعل صنعتگر است، رسیدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلی سازنده موتور، نشان دادن توانمندی خود یا رسیدن به شهرت و مانند آن است. با این توضیح باید گفت که فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضای ذات و صفاتش، این عالم هم مسیر و مقصدی را در پیش دارد که هدف آن به شمار می رود. این هدف، تکامل انسان و رسیدن به غایت نهایی ذات انسانی اوست.
در آیات قرآن آزمایش
[2] و عبادت[3] به عنوان علّت آفرینش انسان شناخته شده است. در عین حال، آفرینش بسیاری از مظاهر خلقت مانند آنچه در زمین است، برای انسان تعریف شده است.[4] از این امر می توان نتیجه گرفت که غایت حکیمانه ای که خداوند در مسیر خلقت عالم در نظر گرفته، تکامل انسان و رسیدن او به درجات والای وجودی و در نهایت، بهره مندی او از این کمالات و رشد و پیشرفت آدمی است.

[1]. اسراء (17) آیه‏ 20.
[2]. ملک (67) آیه 2. «الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»
[3]. ذاریات(51) آیه 56.«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ »
[4]. بقره (2) آیه 29. «هُوَ الَّذِى خَلَقَ لَكُم مَّا فِى الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوَى‏ إِلَى‏ السَّمَآءِ ... »

http://www.soalcity.ir/node/61


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : سه شنبه 24 بهمن1391 | 2:34 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

 

 میلاد با سعادت رسول اکرم(ص) و امام صادق(ع)برتمام مسلمین مبارک باد


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : یکشنبه 8 بهمن1391 | 5:54 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

هفته وحدت گرامی باد


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : یکشنبه 8 بهمن1391 | 5:43 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |
انصاف چیست؟
یکی از پایه های روابط انسانی و خصوصا زندگی مشترک،انصاف است .هرچقدر انصاف،پایه های یک زندگی را محکم می کند و به روابط خانوادگی و اجتماعی استحکام می بخشد بی انصافی منجر به بی اعتباری می شود و پیوند ها را سست می کند همه ما انصاف را دوست داریم و دلمان می خواهد نسبت به ما منصفانه رفتار و قضاوت شود برخوردهای غیرمنصفانه به شدت ما را می رنجاند و خاطرمان را آزرده می سازد
اما با همه این آگاهی ها در درستی انصاف و نادرستی بی انصافی متاسفانه خواسته یا ناخواسته بندرت انصاف را رعایت می کنیم در واقع انصاف از ان گوهرهای بسیار قیمتی و ارزشمند است که مشتری واقعی ان کم است اما انصاف یعنی چه؟انصاف در یک کلام مختصر و مفید همان فرمایش امام حسن((ع))است که ((آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند)) بنابراین در قدم اول من و شما باید فهرستی از انتظارات و توقعات خود را برای دیگران قائل شویم و خلاف آن رفتار نکنیم
به عنوان مثال من دوست دارم به من احترام بگذارند و خصوصا جلو دیگران مرا تحقیرو سرزنش نکنند پس به دیگران احترام بگذارم من دوست دارم وقتی خسته یا بیمارم دیگران مرا درک کنند و رعایت حال مرا بکنند پس مراقب باشم در خستگی و بیماری اطرافیانم با درک شرایط موجود آنها را آزار ندهم
من دوست دارم ...پس مراقب باشم که نسبت به دیگران...
 

 

موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 21 دی1391 | 9:36 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |
تاريخ : سه شنبه 17 آبان1390 | 1:27 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

مدیریت زمان ۱


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : سه شنبه 17 آبان1390 | 1:18 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

خداوند می فرماید: «أُدْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»[1]؛ مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم. می دانیم که خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمی رود، لیکن یکی از بهترین شواهد بر صدق گفتار حق تعالی مواردی است که در قرآن کریم آمده است که انبیا، اولیا و بندگان صالح حق تعالی در شرایطی خاص خدا را خواندند و خدا هم دعای آنان را اجابت کرد و آنها را از غم واندوه رهانید.

 وقتی که خداوند داستان حضرت یونس و زندانی شدن او در شکم ماهی در قعر دریا، و قبول توبه و استغفار او را بیان می کند در پایان اشاره می کند به دعا و مناجات یونس در قعر دریا، و مستجاب شدن دعا و نجات یافتن او از چنان زندان وحشتناک، در آخر سخن می فرماید: «وَکَذلِکَ نُنْجِی المُؤْمِنینَ»[2]؛ ما اینچنین مؤمنان را نجات می دهیم. و این معنا را بالفظ مستقبل (که دلالت بر دوام و استمرار دارد) بیان می کند. گویا خداوند می خواهد بفرماید: مباداگمان کنید این گونه برخورد و یاری و کمک ما اختصاص به یونس و یا گذشتگان و یا پیامبران دارد؛ بلکه نجات و یاری و کمک و هدایت ما شامل حال همه مؤمنان است؛ آنهایی که از سوز دل و از عمق جان در گرفتاری ها خدا را بخوانند.

 در حقیقت خداوند با ذکر داستان حضرت یونس و حسن ختام آن با این جمله، به مردم با ایمان راه ارتباط بندگان با خدایشان را نشان می دهد که در مشکلات و سختی ها به خداوند امیدوار باشند و به درگاه او روی آورند و هیچ گاه از رحمت الهی مأیوس نباشند، چرا که فریادرس همه در همه جا خداوند است.

http://www.hawzah.net


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : سه شنبه 10 آبان1390 | 2:38 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

نام كتاب : مكافات عمل
نام نويسنده : سيد محمد رضى رضوى
سرآغاز

پس هر كه به سنگينى يك ذره كار نيك انجام دهد (پاداش ) آن را (خير) بيند و هر كس اندكى بدى كند (كيفر) آن را (بدى ) بيند.
قرآن كريم

آنچنان گرم است بازار ((مكافات عمل )) گر حقيقت بنگرى هر روز روز محشراست

مرحوم حجة الاسلام حاج سيد حسين فاطمى قمى مى فرمايد:
((اين حقير در سن خود كه متجاوز از هشتاد سال است تجربه نموده است كه هر كس انديشه بد نسبت به كسى نمود بايد بداند كه مثل آن بر خودش ‍ وارد آيد؛ ولو نسبت به حيوانات . و حكايات در اين باب بسيار است ))
قسمتى از اين گونه حكايت را-كه ثابت كننده اين حقيقت است -در اين كتاب مى خوانيد.
اين كتاب را به انسانهايى اهدا مى كنم كه خواستار خوشبختى در زندگى و ايمنى از ناپسنديها و گزندهاى هستند. و ((در آن پندى است آن را كه دلى (پندپذير) يا گوشى (نيوشنده ) داشته و خود گواه باشد)) ق - 50:38

چو دشنام گويى ، دعا نشنوى بجز كشته خويشتن ندروى

پاداش و كيفر در قرآن مجيد
اگر نيكى كنيد به سود خود، و اگر بدى كنيد به خود زيان كرده ايد.
آنچه خواهيد ديد كيفر كارهايى است كه مى كرديد.
تا كسى كه كار بد انجام داده اند به كيفر عمل خود برسند. و آنانكه عمل نيك كرده اند به نيكى پاداش شوند.
كسى كه كار نيكويى انجام دهد، پس براى خود انجام داده ؛ و كسى كه بدى كند، هم بدو برگشت خواهد شد.

اگر چاهى كنى -اى چاه كن -بر كسى ، خود مى فتى در چاه آخر
منه هرگز به راه ديگران دام كه خود بر دام خود افتى سرانجام

پاداش و كيفر در احاديث
در باره بازماندگان ديگران نيكى كنيد تا بازماندگانتان نيكى بينند.
به پدران خود نيكى كنيد تا فرزندانتان به شما نيكى كنند، و درباره بازماندگان ديگران نيكى كنيد تا بازماندگانتان نيكى بينند.
كسى كه شمشير كين بر كسى برافراشت به همان شمشير كشته خواهد شد.
اگر كسى (يا كسى كه ) فتنه برانگيزد خود هيزم آن خواهد بود.
هركس با حق درافتد به خاك افتد.
هر كه راز مردم فاش كند، پرده رازش دريده شود.
كسى كه به حريم ديگرى پا گذارد به حريمش پا گذارند.
آنكه تخم نيكى بكارد محصول آن را نيكى برداشت خواهد كرد و كسى كه بدى بكارد پشيمانى بر چيند؛ هر كس آن بر چيند كه بكارد.

ادامه کتاب را در لینک زیر بخوانید.

http://www.ghadeer.org/akhlagh/mokafat/211-0001.htm


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : شنبه 26 شهریور1390 | 9:33 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

من خواستم....خدا داد!

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم . من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم . من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهیچه داد تا کار کنم . من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم . من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند . من محبت خواستم و خدا به من فرصتهایی برای محبت داد . « من به هر آنچه که خواستم نرسیدم ، اما به هر آنچه که نیاز داشتم دست یافتم 

 دوست داشتنی شويم

  1- از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد. 

 2- در ارزيابي هاي خود صادق و بي ريا باشيد. 

 3- ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد. 

 4- خواسته هاي ديگران را درک کنيد . 

 5- هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد. 

 6- به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي زيباترين نت موسيقي اوست ؛ پس ديگران را به نام

صدا بزنيدوبه او احساس نزديکي کنيد . 

 7- شنونده خوبي باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان وعلاقمنديهايشان حرف بزنند . 

 8- در جهت علايق ديگران سخن بگوييد . 

 9- اين باور را به ديگران القا کنيد که ؛ قدرت زيادي دارند و براي خود کسي هستند ودر انجام

اين کارنهايت صداقت را داشته باشيد . 

 10- هميشه براي اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد ؛ سعي کنيد ازشرکت در آن بپرهيزيد . 

 11- به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه مي کني " استفاده نکنيد .

 12- اگر خطايي از شما سرزد ؛ با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و

بدانيد که "انسان جايزالخطاست." 

 13- هميشه صحبت هاي خود را دوستانه آغاز کنيد .

14- به گونه اي رفتار کنيد که هميشه ديگران تاييدتان کنند . 

 15- سعي کنيد از راه هاي مناسبي براي کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران براي شريک

شدن درآرامشتان به سوي شما آيند . 

 16- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند . 

 17- خالصانه به هر اتفاقي از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد . 

 18- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خودبهترين است . 

 19- همواره به سوي انگيزه هاي بهتر و قوي تر برويد ؛ تا بهترين باشيد .

۲۰- همواره باورهايتان را پيش روي خود مجسم کنيد و چالش هاي زندگي را باآغوش باز

 پذيرا شويد تابراي ديگران يک نمونه و الگو باشيد


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : چهارشنبه 15 تیر1390 | 11:28 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

حدودا دو ساله مادرم به رحمت خدا رفته.....مادر همسرم هم همچنین.

روحشان شاد

قدر مادراتونو بدونید

 

حضرت فاطمه علیهاسلام فرمود:« هر کس عبادت خالصانه خود را به سوی پروردگار، بالا بفرستد، خداوند هم بهترین مصلحت‏های خود را به سوی او نازل می‌کند. 

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : یکشنبه 1 خرداد1390 | 10:55 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

شجاعت در لغت به معني قوت قلب داشتن به هنگام سختي است.شجاعت از بزرگترين كمالات نفساني است، اين حالت حد تعادل قوۀ قضبيه مي‌باشد و حد افراط آن را تهور و بي‌باكي گويند و حد تفريط آن همان جبن و ترسويي است و آن روي­گردانيدن و ترس از چيزهايي است كه نبايد از آنها ترسيد.

   از نظر فلاسفه و حكما، شجاعت يكي از خصائل چهارگانۀ علم اخلاق است كه عبارتند از حكمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( اين چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)
 
ترس معقول:
    ترس يكي از پديده‌هاي روحي و طبيعي و از نعمتهاي بزرگ خداست چرا كه اگر انسان از هيچ چيز خطرناكي نترسد به زودي زندگي خويش را از دست خواهد داد، اين همان تهور و بي‌پروايي است و ترس مذموم آن است كه انسان از عواملي كه در خور ترسيدن نيست بترسد، هر خطر موهومي را جدي بگيرد و هر دشمن خيالي را مايۀ وحشت قرار دهد و از ورود در هر كاري به احتمال عدم موفقيت واهمه داشته باشد اين ترس مايۀ عقب ماندگي و ناكامي است و مايۀ شكست و ذلت مي‌باشد.
  در اين گونه موارد بايد خطرات جدي را پيش‌بيني كرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجيده و نامعقول و احتمالاتي كه هميشه و در همه حال وجود دارد نبايد سد راه انسان شود، اين روشن‌ترين تعريف براي مسأله شجاعت به عنوان يكي از صفات فضيله و ترس به عنوان يكي از صفات رذيله است.
حضرت علی (ع) مي‌فرمايد:
«بُزدلي و آزمندي و بخل، خویهاي بدي هستند كه از بد گماني به خداي سبحان مايه مي‌گيرند.»
   با توجه به اينكه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاك او حاضر و ناظر است مؤمنان بايد بر خداي تعالي توكل كنند و با شجاعت و شهامت به سوي اهداف مقدس و مهم خويش پيش روند.
   شجاعت از آثار ايمان است چرا كه مؤمن با اتكا به قدرتي كه مافوق همۀ قدرت‌هاست خود را در همۀ صحنه‌ها پيروز مي‌ببيند افراد ضعيف الايمان با اتكا به قدرت خودشان كه به هر حال شكست پذير است، خويش را ناتوان مشاهده مي‌كنند به همين دليل ترس و وحشت در صحنه‌هاي مهم زندگي بر آنها چيره مي‌شود.

موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : دوشنبه 26 اردیبهشت1390 | 3:45 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

معلم روزت مبارک


موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

تاريخ : دوشنبه 12 اردیبهشت1390 | 8:39 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |

یک زندگی پایدار یک شبه ساخته نمی‌شود. فقط در زمان حال می‌توانید این زندگی را بنا کنید.ساختن یک زندگی پایدار و موفق به معنای طراحی بنیان و پایه‌های مناسب، درست همانند خانه‌ای است که نیازمند پایه‌های محکم برای ایستادگی است.


برای برخورداری از یک زندگی پایدار، زوجین باید آمادگی رویارویی با چالش‌های هر روزه زندگی را داشته باشند. بهترین راه برای پایه‌ریزی چنین زندگی ا ستواری، شناسایی این چالش‌ها و همکاری زوج برای غلبه بر آنهاست.در اینجا به 2چالش معمول که زن و شوهر ممکن است به‌منظور ساختن زندگی پایدار با آن مواجه شوند، اشاره می‌کنیم:

غلبه بر مشکلات مالی

پول اغلب بزرگ‌ترین منشأ کشمکش در زندگی زناشویی است. هر فرد دیدگاه‌های مختلفی نسبت به مسائل مالی دارد؛ چطور خرج کنیم، چگونه پس‌انداز کنیم و به چه منظوری از آن استفاده کنیم. این مسائل معمولا تحت‌تأثیر تربیت خانوادگی زن و شوهر و تجربیات شخصی آنها قرار دارد که به‌طور عمده می‌تواند از باورهای فلسفی و ارزش‌های شخصی، همانند زندگی در لحظه یا آینده نگری، نشأت گرفته باشد.

ابزار مورد نیاز: وجود درک متقابل از ارزش‌های مربوط به مسائل مالی بین زن و شوهر از مهم‌ترین بخش‌های پایه‌ریزی یک زندگی استوار است. برای صحبت درباره چگونگی احساسات خود در مورد مسائل مالی وقت بگذارید که شامل بحث درباره آینده زندگی مشترک، همانند سرمایه‌گذاری، آینده فرزندان و رفتن به سفر است. گفت‌وگو و توافق، ابزارهایی حیاتی هستند که بی‌شک به شما کمک عمده‌ای خواهند کرد.

گفت‌وگو درباره فرزندان

ممکن است مشکل شما در مورد بچه‌دار شدن یا چگونگی پرورش فرزندانی که در حال حاضر دارید باشد. حقیقت این است که فرزندان نیاز به صرف زمان و انرژی زیادی دارند و گاهی کشمکش‌ها می‌تواند ناشی از تضاد درباره تربیت آنها باشد. مهم‌ترین روش به‌وجود‌آوردن زندگی و خانواده‌ای با ثبات این است که از مطرح کردن تضادها و درگیری‌ها در برابر فرزندان خود بپرهیزیم.

ابزار مورد نیاز: برای داشتن زندگی پایدار، زوجین باید به‌خاطر داشته باشند که وجود دیدگاه‌های متفاوت در پرورش و تربیت فرزندان امری طبیعی است. هر چه باشد زوجین در دو خانواده مختلف بزرگ شده‌اند و از این‌رو در چگونگی پرورش فرزندان عقیده متفاوتی خواهند داشت. باز هم‌زمان آن است که با یکدیگر صریح صحبت کنید و توانایی‌های خود را در گفت‌وگو و توافق محک بزنید. تفاوت‌های شما نباید این اجازه را به کودکان بدهد که در برابر یکی از والدین خود مخالفت کرده و از این شرایط به‌نفع خود سوءاستفاده کنند؛ این مسئله باعث بروز درگیری بین والدین و متلاشی شدن زیربنای زندگی می‌شود.

بنا کردن یک زندگی پایدار زمانی موفقیت‌آمیز است که بتوانید در کشمکش‌های خود نقاط مشترکی بیابید. روابط خود را محدود نکنید. چالش‌های تازه‌ای که در زندگی‌تان پدیدار می‌شود را به‌عنوان کسب یک تجربه جدید و شانسی برای همکاری زوجین به‌منظور غلبه بر موانع به‌حساب آورید. با درک این موضوع که شما می‌توانید به راحتی با ناسازگاری‌ها سازش کنید، بهترین و پایدارترین زندگی را برای خود و فرزندانتان بنیان خواهید گذاشت.


موضوعات مرتبط: روانشناسی

تاريخ : دوشنبه 11 بهمن1389 | 12:30 بعد از ظهر | نویسنده : طهورا |

مقام اطمينان
مقصود از دعوت انبيا و نزول كتاب‌هاي آسماني، رساندن انسان به مقام اطمينان، رضا و تسليم است. اين برترين مقامي است كه بشر مي‌تواند در اين چند روزه حيات دنيوي، خود را به آن برساند. وقتي كه انسان به اين مقام رسيد، به ارواح عاليه و در رأس ايشان محمد و آل او(ص) متصل مي‌شود.

خدايا نفس مرا به تقديرات خودت مطمئن گردان.
نفس» در اين آيه، نظير جان و روح انسان است كه بدن، مَركَب او است. همان حقيقت انسانيت كه پيكر وسيلة اجراي دستوراتش مي‌باشد. هماني كه به آن اشاره مي‌كني: «من» و مي‌گويي: من رفتم، من  كردم، اشاره به  ذات و حقيقت است. «مطمئنه» هم از اطمينان است، به معني قرار و سكون، و ضد اضطراب و تزلزل است. انسان در اضطراب است تا وقتي كه به اطمينان برسد؛ اما اضطراب در چه چيز؟
آدمي تا خدا را نشناخته، به مقام يقين نرسيده است. در هر مقام و مرتبه‌اي كه باشد، دلش نسبت به اسباب مضطرب است. بار زندگي را بر دوش خودش مي‌بيند، مثلاً مي‌بينيد كه چگونه بعضي ازجوان‌ها درس مي‌خوانند، زحمت مي‌كشند تا نمرة بيشتري بگيرند؛ ورقه‌اي به نام ديپلم يا دكتر بگيرند، چون مي‌بيند اگر اين ورقه را بگيرد در اداره‌اي استخدام مي‌شود و حقوقي دريافت مي‌نمايد، مرتباً در اضطراب است مبادا نمرة‌ لازم را نياورد.


فلان كاسب، در اضطراب است نكند در اين معامله ضرر كند. همه اين اضطراب را دارند، زبان مي‌گويد « لااله الاالله» قرآن مي‌خواند و مي‌گويد امور به دست خدا است، اما دلش هنوز باورش نشده است.

سببش اين است كه هنوز اسباب را مستقل مي‌داند؛ مي‌گويد رب خداست، مدير و مدبر خداست، ولي حالش حال كفر است، يعني بار زندگي را بر دوش خودش مي‌پندارد. خيال مي‌كند تنها به وسيلة اين اسباب كارها اداره مي‌شود. مدير و مدبر، خودش است و ديگران را مستقل بالذات مي‌بيند، لذا تا خودش را مستقل و بي‌پناه و بي‌تكيه مي‌بيند مضطرب است چون اسباب طوري نيست كه هميشه مطابق ميل شخص باشد، چه بسيار مواردي كه شخص به فراق اسباب مبتلا مي‌گردد يا خوف از فقدان آن‌ها، او را از پاي در مي‌آورد.
مثلاً سرمايه‌اي داشت به خيالش زندگي‌اش به آن مي‌چرخيد. حال كه از  كفش رفت؛ مثل اينكه دنيا به آخر رسيده است؛ حزن و اندوه او را فرا مي‌گيرد، صورت ملكوتي‌اش را اگر كسي در آن حال ببيند، كفر حقيقي است. مثل اينكه عقيده‌اي به غيب ندارد. حالا كه سببي از اسباب از كفش رفته، همه چيزش از بين رفته باشد.

اولادي داشت، كه اميد داشت بزرگ و عصاكشش شود، اگر مُرد، آرامَش از كفش مي‌رود. خدا را نشناخته لذا اين طور جزع و فزع و بي‌تابي مي‌كند.
http://mouood.org

ادامه مطلب را بخوانید.
 

موضوعات مرتبط: عرفان و اخلاق

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 6 آذر1389 | 11:4 قبل از ظهر | نویسنده : طهورا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.