تبليغاتX
انسانيت

انسانيت
روانشناسی . موفقیت . عرفان و اخلاق 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

با عرض سلام خدمت تمام دوستان و بازدید کنندگان محترم این وبلاگ

به اطلاع میرسانم که توسط یکی از دوستان بنده سایتی فروشگاهی به نام

 فروشگاه اینترنتی طاهر  راه اندازی شده است.

که عمده محصولات این فروشگاه در حال حاضر زیور آلات نقره می باشد.

از شما دعوت میشود که از محصولات این فروشگاه دیدن فرمایید.

قابل توجه اینکه زیور آلات این فروشگاه همگی دست ساز هستند.

آدرس فروشگاه : 

 www.froshtaher.ir

با تشکر

[ جمعه 14 بهمن1390 ] [ 2:58 بعد از ظهر ] [ طهورا ]
[ سه شنبه 17 آبان1390 ] [ 1:27 بعد از ظهر ] [ طهورا ]
[ سه شنبه 17 آبان1390 ] [ 1:18 بعد از ظهر ] [ طهورا ]

[ سه شنبه 17 آبان1390 ] [ 8:48 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

خداوند می فرماید: «أُدْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»[1]؛ مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم. می دانیم که خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمی رود، لیکن یکی از بهترین شواهد بر صدق گفتار حق تعالی مواردی است که در قرآن کریم آمده است که انبیا، اولیا و بندگان صالح حق تعالی در شرایطی خاص خدا را خواندند و خدا هم دعای آنان را اجابت کرد و آنها را از غم واندوه رهانید.

 وقتی که خداوند داستان حضرت یونس و زندانی شدن او در شکم ماهی در قعر دریا، و قبول توبه و استغفار او را بیان می کند در پایان اشاره می کند به دعا و مناجات یونس در قعر دریا، و مستجاب شدن دعا و نجات یافتن او از چنان زندان وحشتناک، در آخر سخن می فرماید: «وَکَذلِکَ نُنْجِی المُؤْمِنینَ»[2]؛ ما اینچنین مؤمنان را نجات می دهیم. و این معنا را بالفظ مستقبل (که دلالت بر دوام و استمرار دارد) بیان می کند. گویا خداوند می خواهد بفرماید: مباداگمان کنید این گونه برخورد و یاری و کمک ما اختصاص به یونس و یا گذشتگان و یا پیامبران دارد؛ بلکه نجات و یاری و کمک و هدایت ما شامل حال همه مؤمنان است؛ آنهایی که از سوز دل و از عمق جان در گرفتاری ها خدا را بخوانند.

 در حقیقت خداوند با ذکر داستان حضرت یونس و حسن ختام آن با این جمله، به مردم با ایمان راه ارتباط بندگان با خدایشان را نشان می دهد که در مشکلات و سختی ها به خداوند امیدوار باشند و به درگاه او روی آورند و هیچ گاه از رحمت الهی مأیوس نباشند، چرا که فریادرس همه در همه جا خداوند است.

http://www.hawzah.net

[ سه شنبه 10 آبان1390 ] [ 2:38 بعد از ظهر ] [ طهورا ]

یکی بود یکی نبود یه روزی یه جایی دو نفر با هم دوست بودند.یکی نسبت به دیگری فوق العاده مهربون و

دیگری نامهربون!

بعد از مدتی طولانی که نامهربون به نامهربونیاش ادامه میداد و فرشته مهربون مدام مهربونی میکرد!!!

نامهربون به خاطر خودش

فرشته مهربونو که اونو برای رسیدن به مهمترین آرزوش یاری کرده بود

 گذاشت و رفت تا به قول خودش به بقیه آرزوهاش برسه............

................................................................ببینیم میرسه!!!!


رفت که رفت!

نامهربون بود دیگه!!!!

[ یکشنبه 10 مهر1390 ] [ 3:27 بعد از ظهر ] [ طهورا ]

آدما فقط بلدن دل همدیگه رو بشکنن

اما

خداوند حکیم و رحیم است

[ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 7:22 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

نام كتاب : مكافات عمل
نام نويسنده : سيد محمد رضى رضوى
سرآغاز

پس هر كه به سنگينى يك ذره كار نيك انجام دهد (پاداش ) آن را (خير) بيند و هر كس اندكى بدى كند (كيفر) آن را (بدى ) بيند.
قرآن كريم

آنچنان گرم است بازار ((مكافات عمل )) گر حقيقت بنگرى هر روز روز محشراست

مرحوم حجة الاسلام حاج سيد حسين فاطمى قمى مى فرمايد:
((اين حقير در سن خود كه متجاوز از هشتاد سال است تجربه نموده است كه هر كس انديشه بد نسبت به كسى نمود بايد بداند كه مثل آن بر خودش ‍ وارد آيد؛ ولو نسبت به حيوانات . و حكايات در اين باب بسيار است ))
قسمتى از اين گونه حكايت را-كه ثابت كننده اين حقيقت است -در اين كتاب مى خوانيد.
اين كتاب را به انسانهايى اهدا مى كنم كه خواستار خوشبختى در زندگى و ايمنى از ناپسنديها و گزندهاى هستند. و ((در آن پندى است آن را كه دلى (پندپذير) يا گوشى (نيوشنده ) داشته و خود گواه باشد)) ق - 50:38

چو دشنام گويى ، دعا نشنوى بجز كشته خويشتن ندروى

پاداش و كيفر در قرآن مجيد
اگر نيكى كنيد به سود خود، و اگر بدى كنيد به خود زيان كرده ايد.
آنچه خواهيد ديد كيفر كارهايى است كه مى كرديد.
تا كسى كه كار بد انجام داده اند به كيفر عمل خود برسند. و آنانكه عمل نيك كرده اند به نيكى پاداش شوند.
كسى كه كار نيكويى انجام دهد، پس براى خود انجام داده ؛ و كسى كه بدى كند، هم بدو برگشت خواهد شد.

اگر چاهى كنى -اى چاه كن -بر كسى ، خود مى فتى در چاه آخر
منه هرگز به راه ديگران دام كه خود بر دام خود افتى سرانجام

پاداش و كيفر در احاديث
در باره بازماندگان ديگران نيكى كنيد تا بازماندگانتان نيكى بينند.
به پدران خود نيكى كنيد تا فرزندانتان به شما نيكى كنند، و درباره بازماندگان ديگران نيكى كنيد تا بازماندگانتان نيكى بينند.
كسى كه شمشير كين بر كسى برافراشت به همان شمشير كشته خواهد شد.
اگر كسى (يا كسى كه ) فتنه برانگيزد خود هيزم آن خواهد بود.
هركس با حق درافتد به خاك افتد.
هر كه راز مردم فاش كند، پرده رازش دريده شود.
كسى كه به حريم ديگرى پا گذارد به حريمش پا گذارند.
آنكه تخم نيكى بكارد محصول آن را نيكى برداشت خواهد كرد و كسى كه بدى بكارد پشيمانى بر چيند؛ هر كس آن بر چيند كه بكارد.

ادامه کتاب را در لینک زیر بخوانید.

http://www.ghadeer.org/akhlagh/mokafat/211-0001.htm

[ شنبه 26 شهریور1390 ] [ 9:33 قبل از ظهر ] [ طهورا ]
 
[ شنبه 8 مرداد1390 ] [ 11:8 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

من خواستم....خدا داد!

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم . من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم . من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهیچه داد تا کار کنم . من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم . من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نیازمند کمک بودند . من محبت خواستم و خدا به من فرصتهایی برای محبت داد . « من به هر آنچه که خواستم نرسیدم ، اما به هر آنچه که نیاز داشتم دست یافتم 

 دوست داشتنی شويم

  1- از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد. 

 2- در ارزيابي هاي خود صادق و بي ريا باشيد. 

 3- ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد. 

 4- خواسته هاي ديگران را درک کنيد . 

 5- هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد. 

 6- به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي زيباترين نت موسيقي اوست ؛ پس ديگران را به نام

صدا بزنيدوبه او احساس نزديکي کنيد . 

 7- شنونده خوبي باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان وعلاقمنديهايشان حرف بزنند . 

 8- در جهت علايق ديگران سخن بگوييد . 

 9- اين باور را به ديگران القا کنيد که ؛ قدرت زيادي دارند و براي خود کسي هستند ودر انجام

اين کارنهايت صداقت را داشته باشيد . 

 10- هميشه براي اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد ؛ سعي کنيد ازشرکت در آن بپرهيزيد . 

 11- به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه مي کني " استفاده نکنيد .

 12- اگر خطايي از شما سرزد ؛ با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد به نفس داشته باشيد و

بدانيد که "انسان جايزالخطاست." 

 13- هميشه صحبت هاي خود را دوستانه آغاز کنيد .

14- به گونه اي رفتار کنيد که هميشه ديگران تاييدتان کنند . 

 15- سعي کنيد از راه هاي مناسبي براي کسب آرامش استفاده کنيد تا ديگران براي شريک

شدن درآرامشتان به سوي شما آيند . 

 16- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند . 

 17- خالصانه به هر اتفاقي از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد . 

 18- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که هرکس از ديد خودبهترين است . 

 19- همواره به سوي انگيزه هاي بهتر و قوي تر برويد ؛ تا بهترين باشيد .

۲۰- همواره باورهايتان را پيش روي خود مجسم کنيد و چالش هاي زندگي را باآغوش باز

 پذيرا شويد تابراي ديگران يک نمونه و الگو باشيد

[ چهارشنبه 15 تیر1390 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

حدودا دو ساله مادرم به رحمت خدا رفته.....مادر همسرم هم همچنین.

روحشان شاد

قدر مادراتونو بدونید

 

حضرت فاطمه علیهاسلام فرمود:« هر کس عبادت خالصانه خود را به سوی پروردگار، بالا بفرستد، خداوند هم بهترین مصلحت‏های خود را به سوی او نازل می‌کند. 

 

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

[ یکشنبه 1 خرداد1390 ] [ 10:55 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

شجاعت در لغت به معني قوت قلب داشتن به هنگام سختي است.شجاعت از بزرگترين كمالات نفساني است، اين حالت حد تعادل قوۀ قضبيه مي‌باشد و حد افراط آن را تهور و بي‌باكي گويند و حد تفريط آن همان جبن و ترسويي است و آن روي­گردانيدن و ترس از چيزهايي است كه نبايد از آنها ترسيد.

   از نظر فلاسفه و حكما، شجاعت يكي از خصائل چهارگانۀ علم اخلاق است كه عبارتند از حكمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( اين چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)
 
ترس معقول:
    ترس يكي از پديده‌هاي روحي و طبيعي و از نعمتهاي بزرگ خداست چرا كه اگر انسان از هيچ چيز خطرناكي نترسد به زودي زندگي خويش را از دست خواهد داد، اين همان تهور و بي‌پروايي است و ترس مذموم آن است كه انسان از عواملي كه در خور ترسيدن نيست بترسد، هر خطر موهومي را جدي بگيرد و هر دشمن خيالي را مايۀ وحشت قرار دهد و از ورود در هر كاري به احتمال عدم موفقيت واهمه داشته باشد اين ترس مايۀ عقب ماندگي و ناكامي است و مايۀ شكست و ذلت مي‌باشد.
  در اين گونه موارد بايد خطرات جدي را پيش‌بيني كرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجيده و نامعقول و احتمالاتي كه هميشه و در همه حال وجود دارد نبايد سد راه انسان شود، اين روشن‌ترين تعريف براي مسأله شجاعت به عنوان يكي از صفات فضيله و ترس به عنوان يكي از صفات رذيله است.
حضرت علی (ع) مي‌فرمايد:
«بُزدلي و آزمندي و بخل، خویهاي بدي هستند كه از بد گماني به خداي سبحان مايه مي‌گيرند.»
   با توجه به اينكه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاك او حاضر و ناظر است مؤمنان بايد بر خداي تعالي توكل كنند و با شجاعت و شهامت به سوي اهداف مقدس و مهم خويش پيش روند.
   شجاعت از آثار ايمان است چرا كه مؤمن با اتكا به قدرتي كه مافوق همۀ قدرت‌هاست خود را در همۀ صحنه‌ها پيروز مي‌ببيند افراد ضعيف الايمان با اتكا به قدرت خودشان كه به هر حال شكست پذير است، خويش را ناتوان مشاهده مي‌كنند به همين دليل ترس و وحشت در صحنه‌هاي مهم زندگي بر آنها چيره مي‌شود.
[ دوشنبه 26 اردیبهشت1390 ] [ 3:45 بعد از ظهر ] [ طهورا ]

معلم روزت مبارک

[ دوشنبه 12 اردیبهشت1390 ] [ 8:39 قبل از ظهر ] [ طهورا ]


 






[ چهارشنبه 10 فروردین1390 ] [ 9:22 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

یک زندگی پایدار یک شبه ساخته نمی‌شود. فقط در زمان حال می‌توانید این زندگی را بنا کنید.ساختن یک زندگی پایدار و موفق به معنای طراحی بنیان و پایه‌های مناسب، درست همانند خانه‌ای است که نیازمند پایه‌های محکم برای ایستادگی است.


برای برخورداری از یک زندگی پایدار، زوجین باید آمادگی رویارویی با چالش‌های هر روزه زندگی را داشته باشند. بهترین راه برای پایه‌ریزی چنین زندگی ا ستواری، شناسایی این چالش‌ها و همکاری زوج برای غلبه بر آنهاست.در اینجا به 2چالش معمول که زن و شوهر ممکن است به‌منظور ساختن زندگی پایدار با آن مواجه شوند، اشاره می‌کنیم:

غلبه بر مشکلات مالی

پول اغلب بزرگ‌ترین منشأ کشمکش در زندگی زناشویی است. هر فرد دیدگاه‌های مختلفی نسبت به مسائل مالی دارد؛ چطور خرج کنیم، چگونه پس‌انداز کنیم و به چه منظوری از آن استفاده کنیم. این مسائل معمولا تحت‌تأثیر تربیت خانوادگی زن و شوهر و تجربیات شخصی آنها قرار دارد که به‌طور عمده می‌تواند از باورهای فلسفی و ارزش‌های شخصی، همانند زندگی در لحظه یا آینده نگری، نشأت گرفته باشد.

ابزار مورد نیاز: وجود درک متقابل از ارزش‌های مربوط به مسائل مالی بین زن و شوهر از مهم‌ترین بخش‌های پایه‌ریزی یک زندگی استوار است. برای صحبت درباره چگونگی احساسات خود در مورد مسائل مالی وقت بگذارید که شامل بحث درباره آینده زندگی مشترک، همانند سرمایه‌گذاری، آینده فرزندان و رفتن به سفر است. گفت‌وگو و توافق، ابزارهایی حیاتی هستند که بی‌شک به شما کمک عمده‌ای خواهند کرد.

گفت‌وگو درباره فرزندان

ممکن است مشکل شما در مورد بچه‌دار شدن یا چگونگی پرورش فرزندانی که در حال حاضر دارید باشد. حقیقت این است که فرزندان نیاز به صرف زمان و انرژی زیادی دارند و گاهی کشمکش‌ها می‌تواند ناشی از تضاد درباره تربیت آنها باشد. مهم‌ترین روش به‌وجود‌آوردن زندگی و خانواده‌ای با ثبات این است که از مطرح کردن تضادها و درگیری‌ها در برابر فرزندان خود بپرهیزیم.

ابزار مورد نیاز: برای داشتن زندگی پایدار، زوجین باید به‌خاطر داشته باشند که وجود دیدگاه‌های متفاوت در پرورش و تربیت فرزندان امری طبیعی است. هر چه باشد زوجین در دو خانواده مختلف بزرگ شده‌اند و از این‌رو در چگونگی پرورش فرزندان عقیده متفاوتی خواهند داشت. باز هم‌زمان آن است که با یکدیگر صریح صحبت کنید و توانایی‌های خود را در گفت‌وگو و توافق محک بزنید. تفاوت‌های شما نباید این اجازه را به کودکان بدهد که در برابر یکی از والدین خود مخالفت کرده و از این شرایط به‌نفع خود سوءاستفاده کنند؛ این مسئله باعث بروز درگیری بین والدین و متلاشی شدن زیربنای زندگی می‌شود.

بنا کردن یک زندگی پایدار زمانی موفقیت‌آمیز است که بتوانید در کشمکش‌های خود نقاط مشترکی بیابید. روابط خود را محدود نکنید. چالش‌های تازه‌ای که در زندگی‌تان پدیدار می‌شود را به‌عنوان کسب یک تجربه جدید و شانسی برای همکاری زوجین به‌منظور غلبه بر موانع به‌حساب آورید. با درک این موضوع که شما می‌توانید به راحتی با ناسازگاری‌ها سازش کنید، بهترین و پایدارترین زندگی را برای خود و فرزندانتان بنیان خواهید گذاشت.

[ دوشنبه 11 بهمن1389 ] [ 12:30 بعد از ظهر ] [ طهورا ]

مقام اطمينان
مقصود از دعوت انبيا و نزول كتاب‌هاي آسماني، رساندن انسان به مقام اطمينان، رضا و تسليم است. اين برترين مقامي است كه بشر مي‌تواند در اين چند روزه حيات دنيوي، خود را به آن برساند. وقتي كه انسان به اين مقام رسيد، به ارواح عاليه و در رأس ايشان محمد و آل او(ص) متصل مي‌شود.

خدايا نفس مرا به تقديرات خودت مطمئن گردان.
نفس» در اين آيه، نظير جان و روح انسان است كه بدن، مَركَب او است. همان حقيقت انسانيت كه پيكر وسيلة اجراي دستوراتش مي‌باشد. هماني كه به آن اشاره مي‌كني: «من» و مي‌گويي: من رفتم، من  كردم، اشاره به  ذات و حقيقت است. «مطمئنه» هم از اطمينان است، به معني قرار و سكون، و ضد اضطراب و تزلزل است. انسان در اضطراب است تا وقتي كه به اطمينان برسد؛ اما اضطراب در چه چيز؟
آدمي تا خدا را نشناخته، به مقام يقين نرسيده است. در هر مقام و مرتبه‌اي كه باشد، دلش نسبت به اسباب مضطرب است. بار زندگي را بر دوش خودش مي‌بيند، مثلاً مي‌بينيد كه چگونه بعضي ازجوان‌ها درس مي‌خوانند، زحمت مي‌كشند تا نمرة بيشتري بگيرند؛ ورقه‌اي به نام ديپلم يا دكتر بگيرند، چون مي‌بيند اگر اين ورقه را بگيرد در اداره‌اي استخدام مي‌شود و حقوقي دريافت مي‌نمايد، مرتباً در اضطراب است مبادا نمرة‌ لازم را نياورد.


فلان كاسب، در اضطراب است نكند در اين معامله ضرر كند. همه اين اضطراب را دارند، زبان مي‌گويد « لااله الاالله» قرآن مي‌خواند و مي‌گويد امور به دست خدا است، اما دلش هنوز باورش نشده است.

سببش اين است كه هنوز اسباب را مستقل مي‌داند؛ مي‌گويد رب خداست، مدير و مدبر خداست، ولي حالش حال كفر است، يعني بار زندگي را بر دوش خودش مي‌پندارد. خيال مي‌كند تنها به وسيلة اين اسباب كارها اداره مي‌شود. مدير و مدبر، خودش است و ديگران را مستقل بالذات مي‌بيند، لذا تا خودش را مستقل و بي‌پناه و بي‌تكيه مي‌بيند مضطرب است چون اسباب طوري نيست كه هميشه مطابق ميل شخص باشد، چه بسيار مواردي كه شخص به فراق اسباب مبتلا مي‌گردد يا خوف از فقدان آن‌ها، او را از پاي در مي‌آورد.
مثلاً سرمايه‌اي داشت به خيالش زندگي‌اش به آن مي‌چرخيد. حال كه از  كفش رفت؛ مثل اينكه دنيا به آخر رسيده است؛ حزن و اندوه او را فرا مي‌گيرد، صورت ملكوتي‌اش را اگر كسي در آن حال ببيند، كفر حقيقي است. مثل اينكه عقيده‌اي به غيب ندارد. حالا كه سببي از اسباب از كفش رفته، همه چيزش از بين رفته باشد.

اولادي داشت، كه اميد داشت بزرگ و عصاكشش شود، اگر مُرد، آرامَش از كفش مي‌رود. خدا را نشناخته لذا اين طور جزع و فزع و بي‌تابي مي‌كند.
http://mouood.org

ادامه مطلب را بخوانید.
 

ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر1389 ] [ 11:4 قبل از ظهر ] [ طهورا ]
وقتی خدا بخواد نتیجه اعمال زشتمونو به خودمون برگردونه......

اونوقته که دیگه یار و یاوری نداریم.......

و چه غمناکه...............

 

برای تبیین مفهوم ترس از خداوند اگر خداوند برای انسان موجودی مهیب و ترسناک توصیف شود او ستون دین و دین داری خویش را بر اموری موحش و هولناک می سازد و سلوک و رفتار دینی اش آسیب پذیر می گردد. اما اگر خداوند موجودی مهربان و رحیم در ذهن ها نقش بندد که جز رحمت و محبت از او جلوه نمی کند و معنای ترس از خدا ترس از عدالت الهی به سبب عملکرد و رفتار آدمی عنوان گردد مسئله متفاوت می شود. شهید مطهری در کتاب ده گفتار می نویسد :
ممکن است این سئوال برای بعضی مطرح شود که ترس از خدا یعنی چه مگر خداوند یک چیز موحش و ترس آوری است خداوند کمال مطلق و شایسته ترین موضوعی است که انسان به او محبت بورزد و او را دوست داشته باشد; پس چرا انسان از خدا بترسد
در جواب این سئوال می گوییم : مطلب همین طور است ; ذات خداوند موجب ترس و وحشت نیست ; اما این که می گویند باید ترسید یعنی از قانون عدل الهی باید ترسید. در دعا وارد است : « یا من لایرجی الا فضله ولایخاف الا عدله » ; ای کسی که امیدواری به او امیدواری به فضل و احسان اوست و ترس از او ترس از عدالت اوست . ایضا در دعا است : « جللت ان یخاف منک الا العدل وان یرجی منک الا الاحسان والفضل » ; تو منزهی از این که از تو ترسی باشد جز از ناحیه عدالتت و از این که از تو جز امید نیکی و بخشندگی توان داشت .
عدالت هم به نوبه خود امر موحش و ترس آوری نیست . انسان که از عدالت می ترسد در حقیقت از خودش می ترسد که در گذشته خطاکاری کرده و یا می ترسد که در آینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند. لهذا در مسئله خوف و رجا که مومن باید همیشه هم امیدوار باشد و هم خائف هم خوشبین باشد و هم نگران مقصود این است که مومن همواره باید نسبت به طغیان نفس اماره و تمایلات سرکش خود خائف باشد که زمام را از کف عقل و ایمان نگیرد و نسبت به ذات خداوند اعتماد و امیدواری داشته باشد که همواره به او مدد خواهد کرد.
 
 
[ سه شنبه 4 آبان1389 ] [ 9:47 قبل از ظهر ] [ طهورا ]

سلام.

یه دوست دارم که تقریبا هر روز باهاش حرف میزنم.یه وقتی بهم گفت زندگی چقدر سخته.گفتم خب ممکنه.اما خوب زندگی کردن و بهتر بگم خوب بودن سختره.

راستش خوب بودن خیلی سخته!اما وقتی بهش عادت میکنی.....

راستی میشه به خوب بودن عادت کرد؟!

نمیدونم.میگن شیطون و نفس اماره نمیزارن.نمیزارن خوب بودن عادت بشه!چون برا کارایی که عادت میشه دیگه نیرویی مصرف نمیشه.اما تو که میخوای خوب باشی میفهمی وای ی ی ی ....چه نیرویی باید مصرف کنی تا خوب بمونی!

شایدم با تلاش چندین ساله و ممتد و کمک خدا بشه که خوب بودن رو ملکه ذهنت کنی.میشه.آره میشه .اما اون همت مضاعفه رو که میگن....اینجا واقعا لازمه.

خدا جون ما رو به خوب بودن عادت بده.آمین.

[ دوشنبه 26 مهر1389 ] [ 2:5 بعد از ظهر ] [ طهورا ]
  • «آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .»
  • «آرزو کردن چه قدر شعف‌انگیز است، اما وقتی به‌آرزوی خود رسیدیم شعف از درون ما رخت برمی‌بندد.»
  • «آرزو ریشه حیات ما است، اگرچه این ریشه حیات، ما را به‌تدریج می‌سوزاند ولی همین ریشه مایه زندگی است.»
  • «آرزوی تجدید حیات آدمی یک آرزوی ابلهانه‌است زیرا بوجودآمدن انسان یک اشتباه و یک حادثه غم‌انگیز است و بهتر آن‌که تجدید نشود.»
  • «آرزوی هر شخصی هدایت او را به عهده دارد.»
  • «آماده شدن برای دستگیری از پیران، و وفاداری نسبت به‌دوستان و مهر ورزیدن به‌مردم، آرزوی من است.»
  • «آینده متعلق به کسانی است که در آرزوی آن هستند و بدان ایمان دارند.»
  • «آن توقع و آرزو عاقلانه است که از دست خودمان برآید.»
  • «آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد . نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات ، دلیلی بر پیروزی و یا شکست آنهاست ، مهم خواسته و آرزوی آنهاست .»
  • «آینده‌ها بنظر بزرگ جلوه میکنند اما وقتی که گذشتند می‌فهمیم که ناچیز بوده‌اند.»
  • «آنکه امید از دست می‌دهد، خیلی چیزها را از دست می‌دهد.»


  • ادامه مطلب
    [ چهارشنبه 14 مهر1389 ] [ 8:42 قبل از ظهر ] [ طهورا ]
    چگونه به دیگران اعتماد کنیم؟

    اعتماد چیست؟

    قابل اعتماد بودن عبارت است از :
    عدم تضعیف پذیرش، جبران متقابل، پشتیبانی و تقویت رابطه.
    بنابراین تعریف، ما در عین حال که به دیگران اعتماد می کنیم خود نیز باید فردی قابل اعتماد باشیم. چرا که اعتماد، از مورد اعتماد بودن برمی خیزد، اگر شما فردی قابل اعتماد باشید اما طرف مقابل تان فاقد این ویژگی باشد، به راحتی آن رابطه اعتماد آمیز از بین می رود. در نتیجه به طور کلی می توان گفت که اعتماد یعنی اطمینان از اینکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمینان از اینکه او نیز شما را دوست دارد. اعتماد شامل دستیابی به شناختی معمول و معقول درباره افراد، و همچنین تعیین حد و مرزهای مشخص برای برقراری و حفظ روابط موفقیت آمیز است.

    رفتارهایی که اعتماد را از بین می برد


    تمسخر کردن
    یا به عبارت دیگر دست انداختن باعث می شود طرف مقابل فکر کند شما فرد قابل اعتمادی نیستید و رابطه ی خوبی را با شما نمی تواند برقرار کند. البته لازم به ذکر است که تمسخر کردن کاملا متفاوت از شوخی کردن است. در تمسخر کردن فرد قصد تحقیر و پایین آوردن شان و منزلت طرف مقابل را دارد در حالی که در مزاح یا شوخی هدف شما این نیست که موقعیت یا کلیت فرد مقابل تان را زیر سوال ببرید.

    بیان انتقاد آمیز از رفتار دیگران
    تا حد امکان از سرزنش دیگران خودداری کنید چون انتقاد ممکن است اعتماد طرف مقابل را از بین ببرد و دلیل عمده ی دیگر این است که امکان دارد احساس فرد دیگر نزد شما پذیرفته نشود.
    اگر انتقاد در جهتی باشد که تغییر ممکن نباشد جنبه ی مخرب خواهد داشت ولی در صورتی که از روش درست انتقاد استفاده کنید و همچنین طرف مقابلتان انتقاد پذیر باشد، با این اقدام برای تفهیم احساسات یک قدم جلوتر گذاشته اید.
    اعتماد یعنی اطمینان از اینکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد و اطمینان از اینکه او نیز شما را دوست دارد


    سکوت به حالت بی تفاوتی و یا کنش های طرد کنندگی
    فرض کنیم اتفاقی افتاده. شخصی روبه روی ما می نشیند و مساله را برای ما بازگو می کند. اگر کاملا بی تفاوت بوده و نگاه چشم در چشم نداشته باشیم و عکس العمل کلامی در برابر حرفهای وی نشان ندهیم، تمامی اینها دال بر عدم توجه است.
    حرکات صورت، تکان دادن سر، کج خلقی کردن، ابرو بالا انداختن و .. همه از علایم بی تفاوتی وکنش های طرد کننده ای هستند که موجب شکست خوردن رابطه شما با اطرافیان می گردد.

    ارزیابی دیگران در پاسخ
    ارزیابی دیگران در پاسخ، شامل مورد ارزیابی قرار دادن بازخورد دیگری است. در واقع پاسخی که ما به طرف مقابل می دهیم به نوعی شخصیت فرد را ارزیابی می کنیم و در پاسخ دادن دیگران را ارزیابی می کنیم در حالی که به موقعیت توجه نمی کنیم و به شرایطی که به وجود آمده است توجهی نداریم.

    شما تا زمانی می توانید اعتماد کنید که بازخورد طرف مقابل تایید کننده اعتماد باشد. ولی اگر شما اعتماد کنید و طرف مقابل بی اعتماد باشد، این طرز تلقی موجب می شود که اعتماد از بین برود.
     
    [ چهارشنبه 31 شهریور1389 ] [ 7:39 بعد از ظهر ] [ طهورا ]
    .: Weblog Themes By Pichak :.

    درباره وبلاگ

    زندگیو دوست دارم .به شرطی که بتونم استفاده مفید ازش داشته باشم.
    عشق به خدا ...خانواده و مردم رو سرلوحه زندگیم قرار داده ام. محتاج دعای همتون هستم و کمترین کاری که از دستم بر بیاد دعا کردن برا همه است که انجامش میدم.انشاالله.
    امکانات وب